السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
401
تفسير الميزان ( فارسي )
اختصار و كوتاهيش ، چه وجوهى از بلاغت به كار رفته و در عين حال چقدر بيان آن سليس و روان است ؟ ! * ( ( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) ) * الخ ، ممكن است اين جمله بقرينه حصرى كه از جمله ( تنها ايشان بدان ايمان مىآورند ) فهميده مىشود ، جوابى باشد از سؤالى تقديرى ، سؤالى كه از جمله : * ( ( وَلَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصارى ) ) * الخ ، بذهن مىرسد . و آن سؤال اين است كه : وقتى اميدى بايمان آوردن يهود و نصارى نيست پس چه كسى از ايشان به اين كتاب ايمان مىآورد ؟ و راستى دعوت ايشان به كلى باطل و بيهوده است ؟ در جواب مىفرمايد : از ميانه آنهايى كه كتابشان داده بوديم تنها كسانى به اين كتاب ايمان مياورند كه كتاب خود را حقيقتا تلاوت ميكردند و براستى بكتاب خود ايمان داشتند ممكن هم هست جواب ، اين باشد كه اين گونه افراد به كلى به كتابهاى آسمانى ايمان مىآورند ، چه تورات و چه انجيل و چه قرآن ، و ممكن هم هست جواب ، اين باشد كه اين گونه افراد بكتابى كه نازل شده يعنى به قرآن ايمان مياورند . و بنا بر اين قصر - انحصار - در جمله * ( ( أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِه ) ) * ، قصر افراد خواهد بود كه معنايش در ساير مجلدات فارسى گذشت ، و ضمير در كلمه ( به ) به بعضى از وجوه نامبرده خالى از استخدام ( مثل اينكه مراد از مرجع ضمير كتاب ، اهل كتاب بوده و مراد از ضمير قرآن باشد ) نيست . و مراد از جمله ( الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) عده اى از يهود و نصارى هستند كه براستى بدين خود متدين بودند و پيروى هوى و هوس نمىكردند و مراد به كلمه ( كتاب ) ، تورات و انجيل است ، و اما اگر مراد از جمله اول را مؤمنين به پيامبر اسلام ، و مراد از كتاب را قرآن بگيريم ، آن وقت معناى آيه چنين مىشود : كسانى كه قرآن را بايشان داديم و ايشان به حق آن را تلاوت ميكنند ، همانها هستند كه به قرآن ايمان دارند ، نه اين پيروان هوى ، كه در اين صورت قصر در آيه قصر قلب خواهد بود كه باز معنايش در ساير مجلدات گذشت . * ( ( يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا ) ) * تا آخر دو آيه ، در اين دو آيه خاتمه گفتار را به آغاز آن ارجاع داده ، و در اينجا يك دسته از خطابها كه به بنى اسرائيل شده ، خاتمه مييابد . بحث روايتى در ارشاد ديلمى از امام صادق ع روايت كرده « 1 » كه در ذيل آيه :
--> 1 - ارشاد ديلمى ص 101 باب 19